کجا ها نباید خندید

به سر آستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب،نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری، نخند

به پیر مردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه معطلت کند ، نخند

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده ، نخند

به دستان پدرت...

به جارو کردن مادرت...

به راننده چاق اتوبوس...

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سر دارد...

به راننده آژانسی که چرت می زند...

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

نخند...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند

آدم هایی که هر کدامشان برای خود و خانواده خود،

همه چیز و همه کسند...

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...

بار می برند...

بی خوابی می کشند...

کهنه می پوشند...

جارو می زنند...

سرما و گرما را تحمل می کنند...

و گاهی خجالت هم می کشند...

هرگز به آدم هایی که تنها پشتیبانشان خداست،نخند

[ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:28 ] [ ماه بانو ]
[ ]

خونه

می دونی خونه کجاست؟؟؟

خونه اونجایی نیست که یه پذیرایی صد متری و سه تا اتاق خواب و کلی امکانات دیگه داشته باشه

خونه یعنی جایی که وقتی بهش فکر می کنی یه لبخند بیاد رو لبت

خونه یعنی یه استکان چای گرم در کنار کسایی که دوستشون داری

خونه یعنی وقتی واردش میشی یه لبخند همیشگی منتظرت باشه

یه خونه خوب متراژش بالا نیست وسعت قلب آدماش زیاده

همچین خونه ای برای همه آرزو...

[ دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:22 ] [ ماه بانو ]
[ ]

مــــن دلـــــم قـــرصـه !

خـــدایـا !

مــــن دلـــــم قـــرصـه !

کــسی غـیـــر از تـــــو با مــــن نیســـت

خیالــــت از زمـیـــن راحــــت، کــه حـتی روز روشــــن نیســت

کــسی اینـــجا نـمی بینه، کــه دنـیا زیـــر چشــماتـه

یـه عمـــره یادمــــون رفـته، زمیــــن دار مــکافـاتـه

فـــرامــوشــم شـــده گاهی، کـه ایــن پایـیـن چـــه هــا کــــــردم

که روزی بایــد از اینجــا، بازم پیش تــــو برگــردم

خـــدایا وقـــت بـرگشـتن، کمی با مـــن مـــــــدارا کـــن

شنـــیدم گــرمه آغـــوشـت، اگــه میشه منــم جـا کــن…

[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:25 ] [ ماه بانو ]
[ ]

دلم ساعتی مردن می خواهد .....

کاش میشد برای ساعتی مرد !!

آنوقت است که میفهمی

چه کسی از نبودنت دق می کند

و چه کسی ذوق ...

دلم ساعتی مردن می خواهد .....

 

[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:22 ] [ ماه بانو ]
[ ]

لحظه ها می گذرند

لحظه ها می گذرند

آنچه بگذشت نمی آید باز...

قصه ای هست،که هرگز دیگر

نتوان شد آغاز...

                                                              سهراب سپهری

[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:12 ] [ ماه بانو ]
[ ]

گاهی...

گاهی برو ... گاهی بمان

 گاهی بخند ... گاهی گریه كن

 گاهی قدم بزن ... گاهی سكوت كن

 گاهی اعتمادكن ... گاهی ببخش

 گاهی زندگی كن ... گاهی باوركن

 گاهی بزرگ باش ... گاهی كوچك باش

 گاهی چتر باش ... گاهی باران باش

 گاهی همه چیز ... گاهی هیچ چیز

* اما همیشه و همیشه انسان باش *

 

[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:59 ] [ ماه بانو ]
[ ]

خدایا...

خدایـــــــــــــا؛

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛

بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛

مرا ببخش ...

[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:48 ] [ ماه بانو ]
[ ]

آرامش مطلق

بعضی ها آرامش مطلق اند...

لبخندشان

تلالو برق چشمانشان

صدای آرامشان

اصل کار،تپش قلبشان

انگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق می کنند

آنقدر عزیزند که می ترسی تمام شوند

و تو بمانی و یک دنیا حسرت...

خدا در خلقت بعضی ها سنگ تمام گذاشته...

[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:4 ] [ ماه بانو ]
[ ]

عطرها و آدم ها

به راستی که چقدر شبیه اند به یکدیگر عطرها و آدمها...

هر کدام با بویی متفاوت

گرم...

سرد...

شیرین...

تلخ...

می گویند عطر را از فاصله ای نسبتا دور که بزنی،

بویش ماندگار تر است...

راست گفته اند...

آدم ها را نیز از دور دوست بداری ماندنی ترند

گویی این روزها نزدیکی لطف ماندن را کم می کند...

آدم ها شبیه عطرها هستند...

بعضی ها مشامت را می آزارند

بعضی ها فقط سرگیجه می آورند

بعضی ها فقط جلد زیبایی دارند

اما...

بعضی ها کم هستند ولی ماندگاریشان زیاد...

اینها خیلی با ارزش اند

و هر جا که باشند با عطرشان همه را جذب می کنند

و آدم حاضر است به هر قیمتی آن را داشته باشد

[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:48 ] [ ماه بانو ]
[ ]

گاندی خطاب به معشوقه اش

خوب من،هنر در فاصله هاست...

زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم

تو نباید آن کسی باشی که من می خواهم

و من نباید آن کسی باشم که تو می خواهی

کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت...

من باید بهترین خودم باشم برای تو و...

تو باید بهترین خودت باشی برای من 

خوب من...

هنر عشق در پیوند تفاوت هاست

و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها...

 

[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:39 ] [ ماه بانو ]
[ ]